همه ما معمّمین، همه ما مسئله‌دان‌ها، همه ما می‌گوییم این راهی که در اقتصاد پیش گرفتند این راه اسلامی نیست؛ مبادا کسی ـ خدای ناکرده ـ بگوید اسلام نمی‌تواند کشور را اداره کند؛ نخیر. چهارتا بانکی بی‌عُرضه، به نام دین جامعه را به هم زدند، وگرنه این را همه ما می‌گوییم اسلامی نیست.

هر کس به شما گفت بفرمایید این کارهایی که دارند مربوط به اسلام نیست. مبادا کسی ـ خدای ناکرده ـ بگوید اسلام نمی‌تواند اداره کند. اختلاس برای اسلام نیست، نجومی برای اسلام نیست، باندبازی مال اسلام نیست. شما دو تن طلا را گرفتی برای چه؟ این کار موش‌هاست.

اگر ذات اقدس الهی در قرآن کریم این راه را به ما نشان داد، ما باید بگوییم راه اسلام این است. بخش‌های وسیعی هم به عهده خود مردم است. این همه احتکارها را چه کسی می‌کند؟ این احتکارها فلج کردن نظام اقتصادی است، اینها را چه کسی می‌کند؟ ما هم ماه مبارک رمضان روزه می‌گیریم، هم پس فردا که محرم است عزاداری می‌کنیم. اینها به ما شرف دادند، عزت دادند کرامت دادند، معنویت دادند وگرنه آباء و اجداد ما معلوم بود که چیست! ایران هم که معلوم بود چیست. اینها را ما باید هم بدانیم، هم با تمام جان لمس بکنیم ،هم به مردم بگوییم که خدا فرمود یک عده موش جامعه‌اند، یک عده پرواز کننده، مثل کبک یا کبوتر.

همه ما می‌دانیم وقتی وجود مبارک رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التّحیة و الثّناء) از مکه به مدینه آمده، حکومت تشکیل داد، بقیه مسلمان‌ها که در مکه بودند در کمال زحمت بودند. اینها نه رهبری داشتند در مکه که با او بتوانند زندگی کنند، نه مشکلاتی داشتند. خواستند از مکه به مدینه مهاجرت کنند، یک مقدار زمین داشتند خانه داشتند، مال غیر منقول داشتند، کسی از اینها نمی‌خرید. یک مقدار فرش و اثاثیه داشتند، کسی اجازه نمی‌داد که اینها با فرش خود منتقل بشوند به مدینه. آنجا هم که غیر از ذلت چیزی دیگر نبود. آیه نازل شد: ﴿وَ کَأَیِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ یَرْزُقُها وَ إِیَّاکُمْ﴾ فرمود مردم! خدا شما را آفرید روزی شما را آفرید. در آیه شش سوره مبارکه «هود» که ما ده‌ها بار در همین حسینیه این را عرض کردیم؛ فرمود تمام جنبنده‌ها عائله من هستند. شما چه کار دارید خرس قطبی شش ماه باید زیر برف بخوابد، من این قدر باید به او بدهم که شش ماه بخوابد. تو چه کار داری؟

فلان مار و عقرب نیش دارند، به تو چه؟ من خلق کردم عائله من هستند با «علی» تعبیر کرده. هیچ ماری گرسنه نماند، هیچ عقربی گرسنه نماند. هیچ خوک «نجس العین»ی گرسنه نماند، ﴿مَا مِن دَابَّةٍ فِی الأرْضِ إِلاَ عَلَی اللَّهِ رِزْقُهَا﴾ ما همه را تامین میکنیم؛ منتها باید به مردم بفهمانیم این آیه نازل شد این آیه بعد از نزولش، مهاجرین را راه انداخت. فرمود: کسانی که روزی خدا را می‌خورند دو قسم است؛ ﴿وَ کَأَیِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ یَرْزُقُها وَ إِیَّاکُمْ﴾. فرمود پرنده‌ها، جنبنده‌ها حیوانات دو قسم هستند: بعضی‌ها اهل پس‌انداز و ذخیره‌اند، بعضی آزادانه زندگی می‌کنند. آن کبک و کبوتر و هزارها مرغی که به طمع این تالاب‌ها صدها کیلومتر را بال می‌زنند، با دست خالی می‌آیند با دست خالی برمی‌گردند، در مقصد روزی‌شان تأمین، در بین راه روزی‌شان تأمین، در مبدأ روزی‌شان تأمین؛ فرمود آن پرنده‌هایی که اهل پس‌انداز و ذخیره نیستند، من روزی آنها را می‌دهم.

آن حیوانانی که اهل ذخیره‌اند؛ مثل موش آنها را هم من روزی می‌دهم. شما موش‌وار زندگی نکنید، مثل کبک و کبوتر زندگی کنید. شما ببینید میلیاردها ماهی در اقیانوس‌ها از یک سمت به سمتی؛ اینها مگر اهل بانک‌اند، بانک‌دارند ذخیره دارند؟ اینها صبح بلند می‌شوند به امید خدا تا شب روزی‌شان تأمین است. میلیون‌ها پرنده این طور هستند، کبک‌ها این طور است، کبوترها این طور هستند، گنجشک‌ها این طور است، بلبل‌ها این طورند؛ هزاردستان این طور هستند. وقتی این آیه نازل شد، چون آنها حرف خدا را باور داشتند، گفتند ما هم بال بال می‌زنیم می‌رویم مدینه؛ با دست خالی بال زدند، از مکه آمدند به مدینه، شدن جزء مهاجرین. این همه آیات باعظمت در مدح مهاجرین است. این کبوتروار و کبک‌وار زندگی کرده؛ آنکه دو تن طلا تهیه می‌کند، موش‌وار زندگی کرده. شما ببینید در شهر مذهبی ما قم هم از آنجا انبار احتکار در میآید. این برای چیست؟

یک وقت است روزی مردم است، مشکل نظام نیست؛ یک وقت است جهنم ابد و ازل است؛ ـ خدای ناکرده ـ این نظام آسیب ببیند، مگر خدا می‌گذرد از ما؟! مگر این شهدا می‌گذرند از ما؟! ما شرمنده اینها هستیم، در کنار سفره اینها هستیم. اگر شما می‌بینید فلان جا مسیحیت از قرآن خبر می‌دهد فلان جا یهودیت از قرآن خبر می‌دهد؛ این به برکت خون پاک شهداست مگر ما را رها می‌کنند؟ فرمود چرا مثل موش زندگی می‌کنید؟ مثل یک کبک زندگی کنید، مثل کبوتر زندگی کنید، مهاجرین باور کردند. شما هیچ شنیدید که مهاجر ساک بردارد از مکه به مدینه برود کسی به او اجازه نمی‌داد اثاث بردارد، با دست خالی بال زدند آمدند؛ مثل همین مرغ‌ها.

﴿وَ کَأَیِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ یَرْزُقُها وَ إِیَّاکُمْ﴾. اینها که انبارها را ذخیره می‌کنند، جواب خدا چه می‌خواهند بگویند؟ یک وقت گران ‌کردن است یک وقت با نظام درافتادن است؛ این است.