در روایت اوّل همین باب دارد که وجود مبارک امام صادق از وجود مبارک پیغمبر(علیهما آلاف التّحیة و الثّناء) نقل می‌کند که «تَزَوَّجُوا وَ زَوِّجُوا»، بعد فرمود: «أَلَا فَمِنْ حَظِّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِنْفَاقُ قِیمَةِ أَیِّمَةٍ وَ مَا مِنْ شَیْ‌ءٍ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَیْتٍ یَعْمُرُ فِی الْإِسْلَامِ بِالنِّکَاحِ وَ مَا مِنْ شَیْ‌ءٍ أَبْغَضَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَیْتٍ یَخْرَبُ فِی الْإِسْلَامِ بِالْفُرْقَةِ یَعْنِی الطَّلَاقَ»؛ هیچ خانه‌ای در اسلام خراب نشد که ضررش بیش از خانه طلاق باشد. طرفین افسرده‌اند و سرّش این است که جامعه را عقل و ادب و محبت اداره می‌کند.

این بیان نورانی سیّدالشهداء(سلام الله علیه) است که فرمود: «لَا یَکْمُلُ الْعَقْلُ إِلَّا بِاتِّبَاعِ الْحَقِّ»، ما همه می‌خواهیم فربه بشویم، حالا بعضی‌ها با ورزش می‌خواهند فربه بشوند بدن را تأمین کنند به هر حال ما باید رشد بکنیم، رشد علمی ما مشخص است که یا حوزه می‌رویم یا دانشگاه. این عقل اندیشه‌ای با درس خواندن کامل می‌شود این را همه ما می‌فهمیم؛ اما آن عقلی که «مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَان وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجنان»، آن عقل با چه چیزی کامل می‌شود؟

در حوزه و دانشگاه که از این مسائل خبری نیست. یک صاحب نفسی که انسان وقتی در حضورش نشسته عوض بشود که نیست. در درس و بحث هم همین علم حصولی است همین مفهوم است که منتقل می‌شود. این بیان نورانی سیّدالشهداء(سلام الله علیه) این است که این عقلی که در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها هست عقل حصولی است آدم را عالم می‌کند که مشکل علمی حلّ می‌شود؛ اما آن عقلی که «مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَان وَ اکْتُسِبَ بِهِ الْجنان»، این با درس و بحث حلّ نمی‌شود. «لَا یَکْمُلُ الْعَقْلُ إِلَّا بِاتِّبَاعِ الْحَقِّ»؛ یعنی با عمل این عقل بالا می‌آید بالا می‌آید آن وقت انسان نه بیراهه می‌رود نه راه کسی را می‌بندد. این بیان نورانی حضرت از آیات پایانی سوره مبارکه «بقره» استفاده شد.

در سوره مبارکه «بقره» می‌دانید قرآن همان طوری که در بحث دیروز گذشت مسائل اندیشه و انگیزه را باهم می‌‌پروراند. یک کار خیری است که آدم انجام می‌دهد یا به جامعه خدمت می‌کند، مالی کمک می‌کند، مؤسسه‌ای می‌سازد، خیری است، اینها ثواب دارد، یک «بیّن الرشد»ی است؛ اما سوره مبارکه «بقره» تنها به این امر اکتفا نکرده، می‌فرماید میدانید کار خیری که انجام می‌دهید آثارش چیست؟ آن خدمت به دیگری سر جای خود محفوظ است. آن بهشت سرجای خود محفوظ است. آن نجات از جهنم سرجای خود محفوظ است. اینکه خدا چند برابر هم به شما می‌دهد همه سرجای خود محفوظ است. ﴿مَثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ﴾، یکی را گاهی هفت برابر، گاهی هفتصد برابر، گاهی1200 برابر پاداش می‌دهد جامعه را هم راحت می‌کند این خدمت به مردم است. اینها بخش دوم این آیه است. اما حرف اصیل این است که ﴿تَثْبِیتَاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ﴾؛ یعنی کسی که کار خیر انجام می‌دهد مثل آن درختی است که به پای خود و به ریشه خود آب می‌ریزد. این درخت چه کار می‌کند وقتی به ریشه خود آب ریخت؟ موقعیت خودش را تثبیت می‌کند. کار خیر اوّلین اثری که دارد آبی است به ریشه خود آدم، آدم را ثابت‌قدم می‌کند نمی‌لرزد. آن وقت خدا چند برابر می‌دهد برکت می‌دهد اینها مطلب فرعی است. این انسان می‌شود ریشه‌دار، می‌شود ثابت.

﴿تَثْبِیتَاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ﴾، بهشت می‌دهیم، چند برابر می‌‌دهیم، آبروی دنیا و آخرت می‌دهیم، برای اینکه این یک نهال باروری شد، ثابت‌قدم شد، این را هیچ چیز نمی‌لرزاند. پس اگر کسی ـ خدای ناکرده ـ کار خیر نکند یا کار خیر بکند برای اینکه فلان جا اسمش را ببرند یا فلان لقب را ببرند، این آب را به جای دیگر ریخته، نه پای خودش. فرمود این کار خیری که می‌کنید این آب است این را پای ریشه خودت بریز. از این زیباتر! از این شیرین‌تر! از این عقلانی‌تر! آن وقت از این بیان وجود مبارک سیدالشّهداء استفاده می‌کند که «لَا یَکْمُلُ الْعَقْلُ إِلَّا بِاتِّبَاعِ الْحَقِّ»؛ با درس و بحث انسان عاقل نمی‌شود. با عمل به دین عاقل می‌شود؛ یعنی ثابت می‌شود، هیچ چیزی او را نمی‌لرزاند. یک روز این طرف باشد یک روز آن طرف باشد نیست، «لَا یَکْمُلُ الْعَقْلُ إِلَّا بِاتِّبَاعِ الْحَقِّ». آن عقلی که فرمودند «مَا عُبِدَ بِهِ‏ الرَّحْمَنُ‏» آن در درس و بحث نیست، آن در کنار نماز شب است. انسان یک روز این طرف باشد یک روز آن طرف باشد، به میل دیگری حرف بزند این طور نیست. عمل یک آب زلالی است که روی ریشه این درخت ریخته می‌شود آن وقت می‌شود ﴿کَشَجَرَةٍ طَیِّبَة أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَ فَرْعُهَا فِی السَّماءِ﴾. ﴿تَثْبِیتَاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ﴾، این اصل قرآنی می‌گوید که آقایان کار خیر یک آب طیّب و طاهری است بر ریشه خودتان. این ریشه خودتان را خشک نکنید، آب که دستتان است چرا جای دیگر می‌ریزید؟ بعد خودتان می‌خشکید. مال دارید، صرف می‌کنید، صرف کار خیر می‌کنید، حالا چرا برای اینکه نام شما را ببرند این کار را می‌کنید؟ «قربة الی الله» بکنید.