در محضر آیت الله جوادی آملی

نشر آثار و بیانات (غیر رسمی)

خداوند فرمود من از شما می‌خواهم که کار کنید

  • ۱۶۸

دانلود فایل صوتی

مطلب دیگر این است که ذات أقدس الهی کلّ این نظام را که تنظیم کرد، فرمود فصول چهارگانه را برای تأمین ارزاق شما ذکر کردیم؛ اما مفت‌خوری ممنوع است. توقع داشته باشید که همیشه باران بیاید و میوه بیاید، شما باید جان بکَنید؛ یعنی کار کنید، فرمود من از شما می‌خواهم که کار کنید، در سوره مبارکه «هود» گذشت که فرمود: ﴿وَ اسْتَعْمَرَکُمْ﴾، این «الف و سین و تاء» را گذاشتند برای طلب؛ یعنی من از شما می‌خواهم که کار کنید. زمین را شما باید آباد کنید. دلتان بخواهد که مفت‌خور باشید، اینجا قدغن است. تا کار نکردید خبری نیست.
استعمار دو قسم است: یک استعمار محمود، یک استعمار مذموم. استعمار مذموم این است که ابرقدرت بگوید کار کن برای من! این معنی استعمار است. استعمار محمود که قرآن می‌گوید می‌گوید کار کن برای خودت، آقای خودت باش! اینکه در سوره مبارکه «هود» ـ که بحث آن مفصّل هم گذشت ـ آیه 61 این است، فرمود ما به اقوام دیگر گفتیم که ﴿اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ﴾، یک و همه امکانات را در زمین فراهم کردیم، دو؛ ﴿وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فیها﴾ خدا مستعمِر است، استعمار می‌کند، شما مستعمَر هستید، از شما طلب می‌کند که زمین را آباد کنید، برای خود و آقای خود باشید. آن استعمار مذموم این است که بیگانه می‌گوید کار بکن، نفت و گاز را بگیر، کار بکن برای من، این می‌شود استعمار!
اینکه وجود مبارک حضرت امیر فرمود؛ این‌گونه از تحمیل را جز ملّت فرومایه احدی تحمّل نمی‌کند: «لَا یَمْنَعُ الضَّیْمَ الذَّلِیلُ‏»؛ جز ملّت پست کسی زیر بار استعمار نمی‌رود، این بیان علی است؛ اما ذات أقدس الهی می‌گوید من همه امکانات را فراهم کردم، کار بکن آقای خود باش! روی دوش زمین باید سوار شوید، سواری باید بگیری! ﴿فَامْشُوا فِی مَنَاکِبَها﴾، «مِنکَب»؛ یعنی دوش. معدِن را شناسایی کن، بالای کوه برو، پایین کوه برو، از زمین نان در بیاور، آقای خودت باش! این حرف قرآن است. آن وقت بیگانه آمده گفته از زمین نان در بیاور برای من! این انقلاب می‌خواهد بگوید نه! قرآن این را می‌گوید، ما انقلاب کردیم برای همین. این آثار چهل ساله که امیدواریم به چهارصد هزار سال برسد به برکت وجود مبارک حضرت تا «یوم القیامة» همین است. اینکه قرآن می‌گوید من می‌خواهم شما زمین را آباد کنید، آقای خودت باشی، همین است. هیچ گاه انبیا نیامدند بگویند به ما چیزی بدهید! گفتند کار بکن! جیب شما پُر، کیف شما پُر، اینکه گفتیم ای کاش هر شب به ما می‌گفتند قرآن به سر بکنید! برای اینکه این قرآن می‌گوید ملّتی که جیبش خالی است، کیفش خالی است، گدا نیست، چون گدا بار علمی ندارد، گدا را اگر بخواهیم به عربی معنا کنیم می‌شود «فاقد»؛ یعنی ندار. اما قرآن از گدا به فقیر یاد می‌کند، این فقیر فعیل به معنی مفعول است؛ مثل قتیل به معنی مقتول است. فقیر ملّتی که ستون فقراتش شکسته است، ویلچری است، قدرت قیام ندارد. این در برابر تحریم تسلیم می‌شود. مسکین هم همین است؛ یعنی قدرت حرکت ندارد: ﴿إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراء﴾، هر جا هست یا فقیر است یا مسکین است یا خشیه املاق است، چقدر این کتاب شیرین است! هیچ‌جا سخن از نداری و اینها نیست. ﴿خَشْیَةَ إِمْلاق﴾ هم در قرآن است، در بیانات نورانی حضرت امیر هم که به هر حال قرآن ناطق است، آن هم همین است. ملّتی که جیبش خالی است، کیفش خالی است، به «املاق» یاد می‌کند. «املاق» به معنی گدایی نیست. «املاق»؛ یعنی ملّتی که محتاج است، جیبش خالی است، کیفش خالی است، اهل تملّق و چاپلوسی است. فرمود دین هرگز حاضر نیست بشر چاپلوس باشد. این کتاب بوسیدنی نیست؟! مسئله عبادت را هم دارد، نماز و روزه را هم دارد، نماز شب هم دارد؛ اما آقایی را هم دارد. فرمود من که شما را آفریدم، هرگز حاضر نیستم شما برای کسی چاپلوسی کنید! «املاق»؛ یعنی تملّق. فرمود: «إِذَا أَمْلَقْتُمْ‏ فَتَاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدَقَة»، در آن قسمت‌ها فرمود: ﴿وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاقٍ﴾, شما برای اینکه مبادا چاپلوس شوید، کیسه شما خالی باشد، بچه‌های خود را نکشید! نفرمود از شرّ گدایی؛ فرمود از شرّ تملّق و چاپلوسی. این کتاب بوسیدنی است! آقایی ما را می‌خواهد، عظمت ما را می‌خواهد.